افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوبها اقفالها...

افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوبها اقفالها...

سوره های قرآن هر کدام راه نجاتی برای انسانند، انسانی که در رنج وسختی خلق شده وهر روز با مساله ای روب روست..
سوره ها فضای پر ترنم احساس وعواطف اندکه می توانند هم چون مادر انسان راسرپرستی کنند با آغوش آیه ها..
هدف پیاده نمودن ماحصل یا بهتر بگویم...ماه عسل التجایی ست که هر کدام از دوستانم در عتبه بوسی ازسوره ها داشته اند..
تذکر این نکته ضروری ست ک کار برداشت از آیه ها با تدبر در قرآن کریم صورت گرفته است وبعد در قالب تمثیل صورت گرفته والبته مسلم است تمام ویژگی های مشبه لازم نیست در مشبه به وجود داشته باشد.
امید است فرهنگ دل نوشته ی قرآنی ، متن ادبی وداستانک براساس مفاهیم قرآنی را جریان دهیم..
دوستان من در مدرسه دانشجویی عترت وقرآن باسوره حمد آغاز کرده اند..
بسم الله....
فاتحه!
یاعلی

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

۶ مطلب در آذر ۱۳۹۱ ثبت شده است

ستودن ستایش...

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۱، ۰۷:۲۵ ب.ظ

ستودن بینهایت ستایش ، نشان می دهد تنها ستایش از آن خداست.

زیرا برایش چون خدا نهایتی نیست.....


جایی برای حمد

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۱، ۰۳:۳۴ ب.ظ

پسرش را از روی زمین برداشت ودستانش را بالابرد تا به هوا پرتابش کند.اما ناگهان خشکش زد وچشمش خیره شد به بیرون پنجره که یک دسته  چلچله که نوع پریدنشان زهره را در دل آدم آب میکند.یکی نیست بپرسد این چه طرز پریدن است ؟مثل بچه ی تازه را هافتاده که هر لحطه احتمال افتادنش هست..

به سمت در ودیوار می پرند..یاتیر چراغ برق..و وقتی نفست قفل می سود که الان می خورد ب دیوار..می جهد بالا..

چشمش را از پنجره برداشت..وب بچه ای که پرتاب کرده بود وحالا در آغوشش بود نگاه کرد..الحمدی مترنم شد ب لبش...

چلچله ها که پرواز می کنند با پروازشان تورا به یاد حرکت می اندازند.

جمعی حرکت کردن ، نظم ، سرعت ،دقت...وباهم هم نوایی می کنندانگار الحمد می گویند..صدا که هیچ پروازشان گویاتر است براین حمد...

 قال الحسین(ع):اذا صاحت الخطافه فانها تقرا سوره الحمد و تقول یا قابل التوبه التوابین یا الله لک الحمد..

زمانی که چلچله ها پرواز می کنندو آواز سر می دهند در حال خواندن سوره ی حمد هستند ..ومی گویند ای پذیرنده ی توبه ی توبه کنندگان ای الله حمد مخصوص توست....

گم کردن مسیر وجود

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۱، ۰۳:۳۳ ب.ظ

می گوید پسرم آرامتر غذا بخور، عجله که می کنی  می پرد تو گلوت ....

عجله باعث می شود گم شوی..

این طوری که بامن حرف می زد محس سربه سر گذاشتنش در من گل میکرد...

گفتم :درس پس می دهم بابا

آرام گفت بابای تو هیچ وقت عجله نکرده...که همه ی راه ها را طی کند...فقط یک مسیر پابندش کرده..

..زدم ب سرم...وخواستم باز از پای مصنوعی بابا...حیات بگیرم با بوسه ای..

در امتداد وجود...

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۱، ۰۳:۱۸ ب.ظ

وقتی سخن از حق وباطل به میان بیاید، دو رنگ بیشتر وجود ندارد، یا سپید محض ویا سیاه محض .بی خود نیست که پایه ی آفرینش وهستی ، حق است.با تناقض که این چرخ نمی چرخد...

پای وجود در میان است، یک چیزی یا هست یا نیست، شبیه یک خط که اگر از مسیر آن خارج شدی دیگر در مسیر نیستی...

دستی بسوی وجود..

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۱، ۰۳:۱۷ ب.ظ

اخلاص خیلی شبیه وجود است .مثل روح است که هست اما سروصدا ندارد.دیده نمی شود از بس که ظهور دارد.

تا فرق اخلاص در محراب شکافته نشود ،هیچ یتیمی نمی فهمد نان وخرما را چه کسی درب خانه می گذاشت

اخلاص همان وجود است که در بندگان تجلی می یابد، شبیه دستی به ظاهر خالی است اما پر از "ایاک نعبد وایک نستعین"  

وجود نازل شده..

شنبه, ۱۸ آذر ۱۳۹۱، ۰۳:۱۵ ب.ظ

همه چیز از آسمان افتاده پایین همه چیز نازل شدنی ست.رزق وروزی ک جای بحث ندارد لیوان دستمال کاغذی ....همه وهمه

بالاخره هر اختراعی روزی تصویرش در خیال مخترع بوده تا بعدک ب رویت من وتو در آمده ..

آن تصویر اولیه مثلا برای خودش در آسمان بوده که با نزولش به زمین برای همه قابل مشاهده است.البته هر نزولی اقتضایی می خواهد.اقتضای مثلا مدرک لیسانس داشتن دانشجو شدن است نمی شود توی اتاق باشی یدفعه ببینی یک مدرک تپلی افتاده کنار دستت...

همین که یک روز نبود بعد ظاهر شد..یعنی در آسمان بوده ...

هستی مثل نگاتیو وفیلم عکاسی است که باید ظاهر (بخوانید:نازل)شود